تبلیغات
مشاهیر وچهر های ماندگارایران - اشغال ایران در جنگ جهانی دوم

سایت تاریخ نگار / فرهیختگان و مشاهیر و نویسندگان وچهر های ماندگار ایران زمین سایت تاریخ نگار

اشغال ایران در جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم در تابستان 1318 شمسی آغاز شد ابتدا توسط آلمان با حمله به لهستان آغاز گردید در آن هنگام عده‌ای آلمانی که در رشته‌های مختلف تخصص داشتند در ایران مشغول کار بودند. عده آنها در حدود هفتصد نفر بود و در ماههای اول جنگ نیروی آلمانی به سرعت پیشرفت کردند و خیلی از کشورهای اروپایی را به تصرف خود درآوردند مانند فرانسه ، بلژیک، لهستان، سوئد، نروژ، هلند و چند کشور دیگر. رضاشاه آلمانها رابرنده جنگ می‌دانست از این رو در آبان ماه 1318 جم (نخست‌وزیر) را به وزارت دربار برد و آقای احمد متین دفتری را با سابقه سه سال وزارت عدلیه به نخست‌وزیری رسانید. متین دفتری از طرفداران آلمان بود و زبان آلمانی می‌دانست و با دولت مزبور روابط بسیار نزدیکی داشت. وقتی جنگ بین آلمانها و روسیه شروع شد آلمان به سرعت در روسیه پیشرفت کرد به طوری که به نزدیک قفقاز رسید و بیم آن بود که سریعاً به ایران برسد. از طرفی انگلیس و امریکا طی نامه‌‌های متعددی از ایران خواستار اخراج آلمانها شدند و ایران خواسته آنها را انجام نداد. سرانجام در شهریور 1320 قوای انگلیس از جنوب و قوای روس از شمال و غرب ایران را مورد تجاوز قرار دادند به طوری که در چند ساعت نیروی دریایی ایران منهدم شد و شمال ایران نیز توسط روسها به تصرف درآمد، شهرهای تبریز، رضائیه، اردبیل و غیره بمباران‌ و متصرف شدند. در آن تاریخ ارتش ایران ظاهر 18 لشکر در اختیار داشت دو لشکر و دو تیپ در تهران مستقر بودند که از هر لحاظ کامل بودند ولی سایر لشکر‌ها تکمیل نشده بودند. 

روز هشتم شهریور شورای عالی جنگ در باشگاه افسران تشکیل گردید. این شورا عبارت بود از: سرلشکر ضرغامی رئیس ستاد ارتش، سرلشکر بوذرجمهری فرمانده لشکر اول تهران، سرلشکر نقدی فرمانده لشکر دوم تهران، سرلشکر نخجوان وزیر جنگ، سرلشکر یزدان‌پناه فرمانده دانشکده افسران، سرتیپ علی ریاضی، سرتیپ خسروانی فرمانده نیروی هوایی، سرتیپ رزم آرا، سرتیپ ریاضی، سپهبد امیر احمدی فرمانده حکومت نظامی تهران و چند افسر دیگر. این شورا تصمیم گرفت کلیه سربازان را ترخیص و به جای آنها سرباز با 35 تومان حقوق استخدام کنند. تمام سربازان مرخص شدند و با پای پیاده به سوی شهرهای خود رفتند. رضا شاه از این تصمیم عصبانی شد و افسران شرکت کننده را برای بعد از ظهر روز نهم شهریور به سعدآباد دعوت کرد و به عده‌ای از افسران که طرفدار آزادی سربازان شده بودند حمله نموده و با شمشیر سر لشکر نخجوان وزیر جنگ و سرتیپ ریاضی را به شدت مضروب نمود.

وقتی جنگ آلمان و روسیه شروع شد و در اوایل جنگ پیشرفت آلمان در خاک روسیه زیاد بود. انگلیس و امریکا تصمیم گرفتند به روسیه کمک کنند تنها راهی که وجود داشت و می‌توانستند اسلحه به روسها برسانند ایران بود و از این نظر به ایران حمله کردند و همین امر باعث شکست آلمانها شد.

انگلیسها تصمیم داشتند، رضا شاه پس از استعفا، ایران بماند ولی فروغی معتقد بود او اگر در تهران باشد در تمام کارها مداخله می‌کند و نمی گذارد حکومت کار خود را بکند. برای بردن رضا شاه به خارج از ایران از روز نهم شهریور حمله انگلیس در رادیو‌های لندن و دهلی شروع شد تا سرانجام او را با خفت و خواری به خارج تبعید نمودند. مخفی نماند که قوای ایران هرگز نمی‌توانست در مقابل روسیه و امریکا و انگلستان استقامت کند. در روزهای اول و دوم حمله انگلیس نیروی دریایی به کل از بین رفت. در تبریز و در رضائیه بمبارانهای متوالی  روسها عده زیادی از سربازان را نابود کرد. تنها لشکری که توانست مقاومت کند و جلوی حمله انگلیسها را بگیرد لشکر کرمانشاه بود. فرماندهی این لشکر به عهده سرلشکر مقدم قرار داشت و جمعاً 48 ساعت با انگلیس جنگید.
وقتی قوای روس و انگلیس و امریکا وارد خاک ایران شدند در تهران و سایر شهرهای ایران برای خود محل استقرار گرفتند؛ خیلی از ادارات و سربازخانه‌ها و بیمارستانها در اختیار آنها قرار گرفت و قوت لا یموت آنها از شهرهای ایران تهیه شد دو ماه بیشتر طول نکشید که ایران دچار کمبود مواد غذایی شد. گرانی، سرسام آور شد. نان و مواد غذایی را با کوپن در اختیار مردم قرار می‌دادند. سالهای 1321 و 1322 عده زیادی از مردم در اثر فقر مردند و همه روزه در خیابانهای شهرها عده‌ای از بیماری جان می‌دادند. تا پایان جنگ این وضع در ایران استقرار داشت.    و بنابر آمار در طول جنگ جهانی دوم در ایران نزدیك هشت میلیون ایرانی كشته شدند یا از گرسنگی كسته شدند..

فکر اشغال ایران از آغاز جنگ بین المللی دوم در مغز دو آتش‌افروز جنگ به وجود آمد، ولی در آن هنگام ضرورت چندانی برای اجرای این فکر وجود نداشت. حمله ناگهانی و برق‌آسای قوای آلمان هیتلری به روسیه برای دولت انگلستان از یک طرف و دولت اتحاد جماهیر شوروی از طرف دیگر این فکر را تقویت نمود، به خصوص که دولت انگلستان و دولت آمریکا پس از ملاقات و مذاکره روزولت و چرچیل در اقیانوس اطلس و امضای منشور آتلانتیک و انعقاد یک پیمان مصمم شدند برای کمکهای تسلیحاتی به شوروی ایران را اشغال نمایند. در همان ایام استالین فهرستی از فوری‌ترین نیازهای شوروی را برای روزولت و چرچیل فرستاد و نمایندگانی بین واشنگتن، لندن و مسکو رفت و آمد کردند. بدون شک رساندن کمک به شوروی هم برای آن کشور و هم برای انگلستان جنبه حیاتی داشت و بایستی این کمک در اسرع وقت انجام می‌گرفت.

 

برای رساندن کمک به شوروی چند طریق وجود داشت: یکی از راه اقیانوس منجمد شمالی که در این راه خطر یخبندان ممکن بود در انجام برنامه‌های کمک رسانی وقفه ایجاد کند و دیگری راه خاور دور از طریق ولادی وستک و مورمانس بود. این راه دارای یک مسافت طولانی یازده هزار کیلومتری بود و از طرفی دولت ژاپن هم اجازه عبور جنگ‌افزار از این طریق را نمی‌داد، زیرا خود عضو محور بود.

 

راه دیگر راه بغازبسفر و داردانل بود ولی دولت ترکیه این راه را مسدود نموده بود. کوتاهترین و امنترین راه از طریق ایران بود که خط آهن نهصد کیلومتری آن خلیج فارس را به دریای خزر می‌پیوست. دولتهای انگلیس و شوروی قبلآً در این زمینه گفت و گو کرده بودند. هریمن نماینده دولت آمریکا که برای مذاکره به مسکو سفر کرده بود همین راه را پیشنهاد کرده و اضافه نموده بود که باید برای تکمیل و توسعه این خط طرحهایی نیز ارائه نمود و از همین جاست که اندیشه حمله نظامی به ایران یک تصمیم قطعی بین کشورهای انگلستان و شوروی در آمد.


برای پیاده کردن این فکر مقدماتی لازم بود، از این رو از اوایل تیر ماه 1320 بهانه جوییهایی آغاز شد. روز نهم تیر ماه خبرگزاریهای آزاد فرانسه خبری منتشر ساختند مبتنی بر اینکه، دولت شوروی به ایران با سوءظن نگریسته و این کشور را مرکزی برای حمله به شوروی می‌‌داند. در همین روز سفیر تازه شوروی به نام اندره اسمیرنوف با تعلیمات جدیدی وارد تهران شد و با نخست وزیر و وکیل وزارت امور خارجه ملاقات و از اقدام ایران در مورد اعلام بی طرفی در جنگ آلمان و شوروی اظهار تشکر و امتنان نمود و بلافاصله خبرگزاری تاس خبر خبرگزاری فرانسه آزاد را مبتنی بر تیره بودن روابط ایران و شوروی تکذیب کرد، مع‌الوصف بعضی از جراید خارجی روش و رفتار رضاشاه را در ایران مورد انتقاد قرار می‌دادند. در ملاقاتی که در همان روزها بین علی منصور نخست وزیر و سرریدر بولارد وزیر مختار انگلستان صورت گرفت، بولارد اشغال نظامی ایران را تکذیب کرد و بی طرفی ایران را محترم شمرد. روز بیست و هشت تیر ماه بولارد وزیر مختار انگلیس و اسمیرنوف سفیر شوروی تذکاریه مشترک به دولت ایران تسلیم نمودند و از حضور اتباع آلمانی در ایران ابراز نگرانی کردند. همزمان با تسلیم این تذکاریه سفیر ایران در مسکو و وزیر مختار ایران در لندن به وزارت امور خارجه آن کشور احضار و تأکید کردند که اتباع آلمانی مقیم ایران هر چه زودتر باید اخراج شوند. دولت ایران به تذکاریه دولتین پاسخ داد و متذکر شد رفتار اتباع بیگانه در ایران تحت مراقبت کامل است و هیچ گونه اقدامی از طرف آنها علیه همسایگان ما انجام نخواهد گرفت. ولی دولت انگلستان در قبال این گفت و گوها به ژنرال ویول فرماندهی نظامی هندوستان دستور داد برای حمله به ایران نیروهای نظامی خود را به عراق منتقل کند و او نیز ظرف یک هفته برنامه کار خود را انجام داد و لشکر نهم هندی را برای تجاوز به ایران، به بصره گسیل نمود.


با توجه به قوای انگلیس و مقایسه آن با نیروی شوروی ملاحظه می‌شود دیدگاه این دو کشور برای حمله به ایران کاملآً متفاوت بود. روسها بر آن بودند که برای درهم شکستن فوری و قطعی هرگونه مقاومتی یک نیروی گسترده سنگین به کار گیرند. ارتش سرخ برای مقابله با نیروی ایران که عبارت بودند از: لشکر سوم آذربایجان، لشکر چهارم آذربایجان، لشکر نهم خراسان، لشکر 15 اردبیل، لشکر 12 گرگان و لشکر دهم گیلان که مجموعاً طبق برآورد روسها بالغ بر 37 هزار نفر بودند، نیرویی معادل 120 هزار سرباز و هزار تانک سنگین در مرز متمرکز ساخته بودند. در حالی که قوای انگلیس برای مقابله با نیروی دریایی جنوب، لشکر ششم خوزستان، لشکر 12 کرمانشاه، لشکر 5 کردستان که احتیاطاً در خوزستان آرایش جنگی یافته بود و طبق محاسبه انگلیسها بالغ بر 30 هزارنفر بودند به اضافه 16 تانک، فقط 19000 سرباز و 50 تانک سبک به کار گرفته بودند. تعداد هواپیماهای بمب افکن شوروی که نیروی زمینی را تقویت می‌کرد پنج برابر نیروی هوایی دولت انگلیس بود، ولی آنچه مسلم است پیش بینی هر دو کشور درباره قوای نظامی ایران غیر از آن بود که در عمل مشاهده کردند و شاید روسها با یک پنجم  قوای تدارک دیده می‌توانستند به مواضع خود دسترسی پیدا کنند.

 

دولت انگلیس بر خلاف دولت شوروی برای حمله به ایران آنچنان تدارکی ندیده بودند. قوایی که می‌بایستی به ایران حمله کند تحت فرماندهی ژنرال آرچیباویول فرمانده قوای انگلیس در هندوستان بود. وی مستقیماً دستورات خود را توسط ژنرال ادوارد.ب ـ کونیان فرمانده قوای انگلیس در عراق صادر می‌نمود. در لحظات آخر فرماندهی مستقیم حمله به ایران به ژنرال ویلیام اسلیم فرمانده لشکر دهم هندی واگذار شد و ژنرال جان تیارک فرمانده تیپ نهم زرهی و ژنرال جان آیزل وود فرمانده تیپ دوم زرهی دستیاران وی در این حمله بودند. دولت انگلیس قوایی که برای حمله به ایران تدارک دیده بود عبارت بودند از: لشکر دهم هندی، لشکر هشتم هندی، تیپ دوم زرهی هندی، تیپ نهم زرهی، تیپ بیست و یکم هندی، تیپ هجدهم هندی، تیپ بیست و چهارم هندی، تیپ بیست و پنجم هندی و نیروی دریایی. 

هجوم متفقین به مرزهای ایران ساعت 4 بامداد روز سوم شهریور آغاز شد. ارتش صد و بیست هزار نفری ایران که با میلیاردها ریال هزینه از مالیات بیوه زن، دهقان زحمتکش، کارگران و کارمندان تأمین شده بود، ظرف 6 روز چون گلوله برفی در مقابل اشعه خورشید ناگهان ذوب شد و از بین رفت و به دنبال آن فرمانده کل قوای خود را به اسارت و تبعید به جزیره موریس فرستاد. ارتشی که فقط برای سرکوبی مردم و عشایر و زحمتکشان به وجود آمده بود، سه روز نتوانست حالت دفاعی به خود بگیرد، یا عقب نشینی کرد یا فرار.

 

قوای نظامی انگلیس که برای حمله به ایران با قوای کمتری مواجه می‌شدند و به حساب آنها احتمالاً سی هزار سرباز مسلح ایران در مسیر آنها قرار می‌گرفت از این ‌رو برای برخورد با قوای ایران 19 هزار سرباز و پنجاه تانک سبک بود. انگلیسیها معتقد بودند چون نیروهای آنها تعلیم گرفته و مانور دیده بودند لذا در جنگ چابکی داشتند و هر کدام می‌توانستند در مقابل چند سرباز ایرانی استقامت کنند و تحقیقاً این تاکتیک نظامی آنها صحیح و حساب شده بود.

 

به این ترتیب طبعاً برتری دشمن چه از لحاظ نفرات و سلاحهای متعدد و آمادگی، فرصت مطالعه را از فرماندهان ایرانی سلب کرد، به طوری که بعضی امرا و فرماندهان آنچنان دستپاچه و حیران شده بودند که فقط فکر جان خود و خانوادشان بودند. ناگفته نماند قوای ایران نیز آنچنان مجهز نبود. آنچه ارتش ایران فراهم کرده بود همه را در دو لشکر تمرکز داده بود؛ دو لشکر قوی و بزرگ که می‌توانست چند روز اشغال تهران را تأخیر بیندازد. غالب لشکرها فاقد تحرک بودند و اساساً اسم بی مسمایی به نام لشکر بر آنها اطلاق شده بود ولی غالباً نفرات آنها از یک تیپ هم کمتر بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What do you do for a sore Achilles tendon?
جمعه 17 شهریور 1396 10:13 ق.ظ
Magnificent goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're just
extremely wonderful. I actually like what you have
acquired here, certainly like what you're stating and the way in which you
say it. You make it entertaining and you still take care of
to keep it smart. I can not wait to read far more from you.
This is really a great site.
plaza.rakuten.co.jp
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:30 ق.ظ
Howdy! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.
I'm undoubtedly enjoying your blog and look forward to new posts.
Madge
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:49 ب.ظ
There is certainly a lot to learn about this issue. I really like all
of the points you made.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 05:40 ق.ظ
Hi, I do believe this is an excellent website. I stumbledupon it ;
) I will revisit once again since i have book-marked it.
Money and freedom is the best way to change, may you be rich and continue to help others.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo